تبليغاتX
میثاق۳۱۳
   
  میثاق۳۱۳
تالارناگفته ها ودل نوشته ها
آخرین مطالب
میلاد نگین خلقت
لاهوت 21
ختم صلوات و ختم قرآن برای رهایی مردم مظلوم بحرین.
لاهوت 20
لاهوت 19
لاهوت 18
فاطمیه
تصاوير با كيفيت از حرم مطهر امام رضا عليه السلام
لاهوت 17
لاهوت 16
معرفی یک وبلاگ بسیار خوب و پرتلاش !
لاهوت 15
لاهوت 14
لاهوت 13
معرفی یه جای خیلی خوب!
لاهوت ۱۲
لاهوت 11
لاهوت 10
لاهوت 9
لاهوت 8
انقلاب اسلامی به روایت تصاویر
لاهوت 7
فرمایش حضرت آیت الله دکتر قرهی(حفظه اله) جهت آزادی مردم مظلوم بحرین
مداحی های ویژه شهادت امام رضا(ع)
لاهوت 6
 
آرشیو مطالب
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
 
پیوندهای روزانه
تبیان
پایگاه اطلاع رسانی آستان قدس رضوی
وب سایت رسمی آیت الله بهجت(ره)
جمع آوري صلوات
پایگاه آموزشی خبری آی تی گل نرگس
ختم دسته جمعی قرآن
آرشیو پیوندهای روزانه
 
پیوندها
*اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
سربداران۳۱۳
انتظارسرخ
مهمان خدا
جام تهی
عشق یعنی یه پلاک
عشق یعنی رهبرم سیدعلی
زیبایی حجاب
سما
چینی نازک تنهایی من
بصیرت
مه رویان بستان خدا
عاشقان قمر بنی هاشم
شهید گمنام
فقط خدا
پلاک110
مهدی یار
دنیای نیاز به نماز
حضرت دوست
همراز
کشکول معرفت
بیداریه
برکت نماز
یالثارات الحسین
سرباز جنگ نرم
می پرسم
ماه من کجایی
نورعدالت
میثاق
محبوبه شب
خورشید
رهروان313
راه
طریق خدا
یاس تنها
خواهر روحانی
فدایی رهبر
مفرد مذکر غایب (عج)
مالک اشتر دزفول
ناصر المهدی
کاروان جهانی الی بیت المقدس
بوی خوش بندگی
درطلب رضای دوست
شاید بتوان کمکی کرد
کربلای وحیدسبحانی
ترانه قدسی
خدا که هست!
پایگاه اینترنتی جامع راه سرخ
پایگاه فرهنگی مذهبی ولایی
ماتمکده شاه نجف بروجرد
بی قراری ها
وبلاگ حقوقی قلم حق
می توان عمار شد..
گروه سایبری مهندس میرزابیگی
مقرافسران جنگ سایبری
کائنات برای شما
مهندسی معکوس دوسیده تا خدا
دست نوشته های مهندس میرزابیگی
مسلمان فارسی
صحرای دلم باز بهانه باران گرفته
یا ضامن آهو
فراتر از واقعیت
توکل
کوچه های مه آلود
سروش دل
به نام الله
منجی
صفرعاشقی
دختر ایرانی
بسیجی گمنام
خرابات گریه
فطرس
از جنس خدا
کبوتران زمینی
لمس دل
در سایه گل نرگس
پایگاه بسیج مرضیه(س)برنجگان
بسوی ظهور
لبیک یا خامنه ای
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
هیئت جوانان قمر بنی هاشم
جبهه لبیک یا امام خامنه ای
سرداران بی نشان
کسوف عشق
پایگاه اطلاع رسانی شهدای تیکدر
والوِتْرَ المَاتُورِ
اسرائیل مشق شیطان
یاس کبود
نشانه
سقا
ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم
برترین حجاب
قرآن کلام خدا
لشکر25 کربلا
آنطرف تر از زمین
دلبان
تنها راه هدایت
دردل با فاطمه زهرا(س)
حصان الحصین
نینجای سایبری
راز باران
عارف جبهه ها
ترنم حکمت
بانوان بیمارستان الزهرا(س)
 
میلاد نگین خلقت

هر دختری که ام امامت نمی شود

یا   مادر  پیمبر  رحمت  نمی شود

در  مجمع  خلایق  حق  فاطمه  یکیست

این وحدت است شامل کثرت نمی شود...



امروز خورشید وجود فاطمه(س) جهان را روشن ساخت.

زمین خاکی لختی از ظلمت مادّی برون آمد و نور آسمانی را در
خود دید.

فاطمه(س) به دنیا آمد تا کهکشان خلقت برگرد وجودش بگردد.

به دنیا آمد تا رحمت الهی تجلی دوباره یابد.

به دنیا آمد تا خلقت بی معنا نماند.
و انگشتر وجود بی نگین نماند.

سلام و درود خدا بر تنها انگیزه خلقت،
زیباترین آیه وحی، فاطمه زهرا(س).


میلاد  بی بی  دو عالم فاطمه زهرا (س)  و روز مادر و روز زن بر تمام خواهران و مادران فاطمی مبارک 

مرتضی حیدری | 7:48 - شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391
+
 
لاهوت 21

حتی تحمل این پیراهن را هم ندارم!

حضرت آقای مجتهدی(قدس سره)پس از مراجعت از عتبات و اقامت در قم٬ فصل بلوغ و شکوفایی و اوج حالات بیدلانه و شیدایی را تجربه می کردند.

چون شمیم گلنفس بهار بر ساحت سر سبز دلهای بیقرار می وزیدند٬ و همانند نسیم گلبوی پونه زار روان تازه ای بر کالبد مشتاقان گرفتار می دمیدند٬ و بعد آرام و سبکبار از دام دل بستگیهای بی شمار روزگار دامن می کشیدند و در خلوت روحانی خویش می آرمیدند.

شهروندان عزیز کهنسال قمی ٬ گرمای طاقت فرسای تابستانهای قم را به خاطر دارند که در و دیوار شهر از لحیب گرما می گداخت و انسان برای درامان ماندن از گزند التهاب٬ سرپناهی نمی شناخت و در زمستان نیز سوز سرما به اندازه ای بالا می گرفت که از بخاریهای هیزم سوز هم کاری ساخته نبود و آدمی در آن شدت سرما در پوشش چند توی  لباسهای گرم به خود می لرزید و صدای به هم خوردن دندانهای خود را می شنید و بخار نفس ها در آن فضای یخ بندان چون توده های ابر سفید در بالای سر انسان خیمه میزدند و منظره های بدیعی می آفریدند که بسیار تماشایی بود!

صبح یکی از روزهای زمستان که سوز سرما بیداد می کرد ٬با دستکشهای پشمی در دست ٬و پالتوی ضخیم بر تن٬ و تن پوشی مناسب در بر و چتری گرفته در سر٬عازم دبیرستان اوحدی بودم که در مسیر با حضرت آقای مجتهدی روبرو شدم.

آن عاشق بیقرار و عارف شوریده رفتار ٬فقط پیراهنی بلند در بر داشت! و عبایی نازک و تابستانی بر دوش٬ و شب کلاهی مختصر برسر! قطرات عرق که بر سیمای نورانی اش نشسته بود ٬ التهاب زاید الوصف او را جلوه گر می ساخت٬ و چهره زیبای گل انداخته اش ٬ آدمی را به یاد بهاران می انداخت!

خواستم پالتوی خود را بر تنش کنم ٬ نپذیرفت و هنگامی که اصرار بیش از اندازه مرا دید گفت:گمان کرده ای که این سرمای مرد افکن را تاب نیارم؟ خدا میداند که :حتی تحمل این پیراهن را هم ندارم ! با آتشی که از درون من شعله میکشد ٬ پروای زمستانم نیست ! و با التهابی که این دل شعله ورم دارد ٬هراسی از سرمای سوزانم نه ! بگذار به حال خود باشم  که دلک سوخته ای دارم ٬ و با جگر سوز خود چراغ افروخته ای ! خاموشی این چراغ را مخواه ! و از التهاب این داغ سینه سوز مکاه ! که خواهش تو مایه کاهش من است و رحمت تو باعث زحمت من!

من به جانانی دل سپرده ام که دل عاشقان شیفته اوست ٬ وگستره چشم خود را در سراپرده کسی گسترده ام که جان شیداییان فریفته اوست.

این شعله درونی من از آتش اوست ٬ و این التهاب بیرونی من از عشق سرکش او ٬ بگذار به حال خود باشم که از تبار شقایقم ٬و بگذار سر در گریبان ملال خود باشم که بیش از آن که گمان میکنند ٬ عاشقم !

دوستان بزرگوار

حالا باورتان شد که این عاشق پاکباز آل الله را به سادگی نمی توان شناخت؟ و تنها نمی توان به حالات سالهای پایانی او دل باخت؟ اگر این حالات شگرف بیدلانه را ندیده باشید ٬ اورا نخواهید شناخت و اگر این" عارفانه ها" را از او نشنیده باشید به" معرفت" او دل نخواهی باخت . این فرهنگ رهنوردان عاشق است که در مشی بیدلانه خود صادق اند و این آهنگ سالکان" صادق" است  که در سلوک عارفانه خود "عاشق" اند.

التماس دعا

یاعلی

مرتضی حیدری | 6:49 - جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391
+
 
ختم صلوات و ختم قرآن برای رهایی مردم مظلوم بحرین.
داغ شیعیان بحرین دل را رها نمی کند...

برایشان دعا کنیم خیلی بیش از خودمان!

به نیت نصرت الهی برای همسایگان دلمان ختم قرآن می گیریم و تقدیم می کنیم به مادر.

لطفا هر کس از جز اول شروع کنه تو نظرات اعلام کنید هرکس اومد بفهمه نوبت کدوم جزئه. در ضمن از خارج از وب هم قبوله.

هر کس هر چقدر صلوات از بین ۱تا۱۴۰۰۰ تا هم می تونه اعلام کنه .


از دوستان عزیزم درخواست دارم که به این وبلاگ مراجعه کنند و در این امر خداپسندانه و اخروی شرکت بفرمایند.

http://bighararegharar.blogfa.com

یاعلی

مرتضی حیدری | 8:19 - شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
+
 
لاهوت 20

حد خود را باید شناخت !

یکی از سادات موسوی زنجان که در خانواده ای بزرگ و با ایمان پرورش یافته بود با حضرت آقای مجتهدی سر و سری داشت و که گاه که به توفیق زیارت حرم اهل بیت (ع) نایل می آمد با آن عارف بزرگوار نیز دیدار می کرد .

به خاطر دارم که سالی در ایام حج از آن سید موسوی برای خداحافظی با اقوام خود و کسب حلالیت از آنان به قم آمده بود و از آقای مجتهدی می خواست تا او را نصیحت کنند و آن بزرگوار برای او در این سفر روحانی طلب خیر می کردند ولی او قانع نمی شد و بر خواسته ی خود اصرار می ورزید!

او هنگامی که که دید آقای مجتهدی راغب به این کار نیست گفت:

 تا کنون چندین بار به زیارت خانه خدا نایل آمده ام ولی خاطره ی سفر اول خود را هرگز فراموش نکرده ام . هنگامی که از زیارت بیت الله به ایران بازگشتم در تهران به دیدن عارف نام آشنایی رفتم که با او سابقه دوستی دیرینه داشتم . هنگامی که فهمید از سفر حج باز می گردم مناسک حج را یکایک نام برد و از من پرسید:

محرم شدی ؟ گفتم :بله !

گفت: هفت شوط را به جای آوردی ؟ عرض کردم : بله !

پرسید:سعی بین صفا و مروه را چطور؟

گفتم: آن را هم به جای آوردم .

گفت : از (( تقصیر)) که غافل نشدی ؟ گفتم : نه !

تا آخر پرسید : قربانی کردی؟

عرض کردم : بله !

گفت: نه ! قربانی نکردی !

گفتم:اطمینان دارم که قربانی را انجام دادم و فلانی و فلانی هم شاهدند!

گفت: سگ نفس را می گویم ! آن را قربانی کردی ؟!

و من در پاسخ او سر به زیر انداختم و بسیار گریستم .

آقای مجتهدی از سخن او بر آشفت و گفت :

او حق نداشت به شما فرزند حضرت زهرا (ع) بی حرمتی کند و حد خود را نگه ندارد ! از این گذشته از سخنان او ((منیت)) و ((نفسانیت)) می بارد ! کسی که آلوده به هواهای نفسانی است حق ندارد با دیگران خصوصاً با ذراری حضرت زهرا (ع) این گونه سخن بگوید!

دوستان بزرگوار

حضرت امیرمومنان علی(ع) می فرمایند : تاْمل العیبِ عیب .

یعنی: عیب دیگران را دیدن و به عیب دیگران اندیشیدن عیب است.

انسان باید حد و اندازه خود را بشناسد و به هنگام سخن گفتن از طریق" ادب" و "عفاف" قدم بیرون نگذارد و بندگان خدا را کوچک نشمارد که ای بسا عدم رعایت همین اصول اخلاقی٬ آدمی را به خودبزرگ بینی و خود رایی وادارد. سالکان راه رفته و عارفان وارسته برای همه بندگان خدا خصوصاً " سادات " احترام و حرمت قایل اند و آنان که چنین نمی پندارند در مسیر باطل اند. ای بسا شکسته دلانی که صاحبدل اند و ای بسا مدعیانی که گرفتار آب و گل اند.

التماس دعا   و   یاعلی

مرتضی حیدری | 6:25 - جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391
+
 
لاهوت 19

نامه ای به خدا !

اگر آن عالم روحانی (چنان که گذشت) با برقراری یک تماس تلفنی توانست عنایت کریمانه ی حضرت حق را  به جانب خود معطوف سازد و خود را از بلای ((فقر)) و مصیبت ((تنگدستی)) برای همیشه نجات دهد ،عالم پرهیزکار دیگری را نیز می شناسیم که با نوشتن نامه ای به خدا مشکلات معیشتی خویش را تا پایان عمر از پیش پای خود برداشته است !


برچسب‌ها: نامه ای به خدا, تلفن به خدا, توکل, اخلاص, اضطرار
ادامه مطلب
مرتضی حیدری | 6:25 - جمعه هشتم اردیبهشت 1391
+
 
لاهوت 18

این خداست که مداح علی(ع) است !

به خاطر دارم که در آذر ماه 1360 توفیق خلوتی نصیبم شده بود و حال و هوای دیگری پیدا کرده بودم. در طول این ماه برای من مسایلی پیش می آمد که هر کدام پیام ها و بشارت هایی به همراه داشت ، و به همین جهت از پر خاطره ترین ایّام زندگانی من به شمار می رود.

روزی که سرگرم مطالعه و بررسسی اشعار آیینی شعرای شیعی بودم ، ناگهان به ذهنم این مساله خطور پیدا کرد که هنوز مجموعه قابل قبولی از اشعار برگزیده ((علوی )) در اختیار شیفتگان مولا امیرالمومنین علی (ع) قرار نگرفته و بسیار به جاست از فرصتی که دست داده استفاده نموده و این خلاء ملموس را در حدّ توانی که دارم پر کنم . بدیهی است برای انجام چنین کار بزرگ و خطیری باید پیش از شروع به کار ، شاکله موضوعی اثر در ابعاد مختلفی که دارد با دقّت بررسی شود تا طرح نهایی آماده گردد، و در نهایت تصمیم گرفتم این مجموعه را در پنج بخش تنظیم کنم:

الف =میلاد مولا علی علیه السّلام

ب  = غدیر خم

ج  =مناقب مولا علی (ع)

د  = مراثی مولا علی (ع)

ه  = رباعیّات علوی

و بلافاصله ذهنم به این نکته معطوف شد که چون انجام این کار صبغه ولایی و الهی دارد و مرا باطناً به این کار واداشته اند زیرا ازپیش اصلاً پیرامون این مساله فکر نکرده بودم و کاملاً به طور ناگهانی و غیر عادی به انجام این مهم سوق داده شده ام ، لذا باید اولاً در انتخاب آثار دقّت لازم را داشته باشم ، ثانیاً طبیعت اینگونه امور ((حواله )) ای اقتضا می کند که با حال ((وضو )) و توجّه به استقبال آن ها رفت و به امید آن که این طهارت ظاهری مقدّمه ای برای طهارت باطنی باشد، باید از توکّل به خدا و توسّل به مولا علی غافل نبود و این ماموریت را به گونه ای سامان داد و به پایان برد که خشنودی خدا و امیر مومنان علی(ع) را از پی داشته باشد.

در این اثنا ذهنم به سمت مساله ای رفت که برای من بسیار مغتنم و راه گشا بود و تصمیم گرفتم که یکصد و ده شعر ناب را از میان آثار منظوم شصت و شش تن از شعرای گذشته و حال انتخاب کنم!

و با این کار بود که می توانستم به آرزوی دیرینه ی خود جامه عمل بپوشانم ! چون عدد ((الله )) به حساب ابجدی ((66)) و عدد ابجدی نام مبارک ((علی )) برابر با ((110)) بود و من با تدوین این مجموعه می توانستم به شیفتگان حضرتش بگویم که در واقع این (( خدا)) ست که ستایشگر ((علی )) است!

به خاطر دارم که این کار در فاصله زمانی کوتاهی به پایان رسید و روزی که من سرگرم شماره گذاری صفحات کتاب بودم ، زنگ خانه به صدا در آمد !

هنگامی که در را باز کردم با چهره بشّاش و خندان یکی از مدّاحان با اخلاص آل الله روبه رو شدم.

پس از سلام و احوال پرسی ، گفت:

من حامل پیغامی برای شما هستم و باید بروم!

وقتی که از جریان امر جویا شدم، گفت:

ساعتی پیش در خدمت حضرت آقای مجتهدی بودم .ایشان به من فرمودند:

آقا جان ! می دانید آقای مجاهدی چه کار جالبی کرده اند؟!

عرض کردم:

چند روزی است که از ایشان خبر ندارم.

فرمودند:

مجموعه بسیار جالبی از اشعار برگزیده شاعران درباره مولا علی(ع) فراهم آورده اند، و جالب تر این که ((110)) اثر را از ((66)) شاعر انتخاب کرده اند تا به ما گویند:

این خداست که مدّاح ((علی )) است!

از ما به ایشان سلام برسانید و بگویید:

آقا جان ! عرض ادب شما را پذیرفتند!

عزیزان عاشق و دوستداران علوی ٬ خدمت به اهل بیت(ع) اگر با نیت پاک و خالص باشد بی ترید توجه و عنایت ایشان را به همراه دارد و ادب اقتضا می کند که هنگام توسل با وضو باشیم زیرا اولیای خدا ناظر بر احوال دوستان آل الله اند. حضرات معصومین (ع) به دنبال بهانه ای هستند که در حق ما عنایت بیشتری داشته باشند و این بشارتها باید سمت و سوی توجه ما را الهی کند وبار معرفتی و آگاهی ما را بالا ببرد.

سپاس از همراهی همیشگی شما دوستان واقعی دنیای مجازی

التماس دعا

یاعلی 


مرتضی حیدری | 6:8 - جمعه یکم اردیبهشت 1391
+
 
فاطمیه
غم مادر ...

دانلود مداحی شهادت حضرت زهرا(س)


ادامه مطلب
مرتضی حیدری | 21:8 - جمعه هجدهم فروردین 1391
+
 
تصاوير با كيفيت از حرم مطهر امام رضا عليه السلام
مرتضی حیدری | 13:23 - یکشنبه دوم بهمن 1390
+
 
لاهوت 17

آقا را تا منزل همراهی کنید!

مرحوم آیت الله سیّد عبدالکریم کشمیری خاطرات بسیاری از حاج مستور شیرازی در طول اقامت خود در نجف اشرف به خاطر داشتند و از او به عنوان مردی ((فوق العاده )) یاد می کردند و برای او کراماتی قایل بودند . روزی برای من تعریف کردند:

مرحوم حاج مستور تا هنگامی که در کوفه اقامت داشتٰ٬ هر سال به مناسبت عید غدیر جشن بسیار مفصّلی ترتیب می داد و از محبّان حضرت امیر به نحو شایسته ای از لحاظ معنوی پذیرایی می کرد.

یکی از سال ها ٬ چند روز به عید غدیرمانده ٬ به منزل مسکونی من در نجف٬ آمد و مصرّأ از من خواست تا در جشن آن سال شرکت کنم ٬ و گفت پس از نماز مغرب و عشاء کسی را برای بردن من به کوفه خواهد فرستاد.

در آن روزگار وضعیت حوزه نجف به گونه ای بود که مرواده عالمان دینی با عارفان٬ پیامدهای نا خوشایندی برای آنان به همراه داشت٬ لذا مرحوم حاج مستور علی رغم علاقه وافر خود نسبت به من٬ از شرکت در نماز جماعت که به امامت من در صحن مطّهر برگزار می شد٬ پرهیز می کرد و می فرمود:

دلم نمی خواهد که ارادت من ٬ اسباب زحمت شما را فراهم کند! و لذا غالبا شب ها در منزل از من دیدن می کرد تا کسی متوجه مراوده او با من نگردد!

در روز موعود و بر طبق قرار ٬ با شخصی که حاج مستور فرستاده بود به کوفه رفتیم و در جلسه اختصاصی که حاجی ترتیب داده بود٬ حضور یافتیم.

اغلب کسانی که درآن جلسه روحانی حضور داشتند٬ افراد سالخورده و سرد و گرم روزگار چشیده بودند و از حالات آنان پیدا بود که در سلوک الی الله ٬ مراحلی را پشت سر نهاده اند و از محبّت و ولایت علوی نصیب وافری دارند.

آن محفل روحانی تا نزدیک سحرگاه ادامه داشت و از رایحه معنویت به اندازه ای سرشار بود که آدمی خود را در بهشت می انگاشت و سینه اش را از شمیم دل انگیز محبّت و معرفت علوی می انباشت.

با اینکه ده ها سال از این ماجرا می گذرد٬ من هنوز مزه آن شب روحانی را در زیر زبانم مزمزه می کنم و بر روح آن عارف وارسته درود می فرستم٬ و برای او فتوح و رضوان الهی را آرزو می کنم.

در ساعت پایانی آن شب ٬ هرچه به اذان سحر نزدیک می شدیم٬ اضطراب درونی من افزونی می یافت٬ زیرا  از سویی توفیق خواندن نماز صبح در حرم مطّهر علوی را از دست رفته می دیدم٬ و از سوی دیگر خوش نداشتم که در روشنی روز از آن محفل بیرون آمده و نگاه کنجکاو مردم را به طرف خود دوخته ببینم! من در این افکار غوطه ور بودم که حاج مستور در حالی که نگاه نافذ خود را به من دوخته بود٬ با طمأنینه خاصّی آهسته در گوشم گفت:

نگران نباشید ! نماز را به موقع در نجف خواهید خواند!

گفتم مشکل فاصله کوفه تا نجف را چگونه حل می کنید؟ نیم ساعت بیشتر به اذان صبح باقی نمانده است!

گفت : هیچ کاری برای اهلش نشد ندارد!

سپس جوانی را که جلوی در ورودی ایستاده بود٬ صدا کرد و آهسته در گوش او چیزی گفت و بعد از او خواست تا مرا همراهی کند!

و ما پس از خداحافظی به اتّفاق آن جوان - که بعدا معلوم شد از شاگردان زبده و کار کرده حاج مستور است- از خانه بیرون آمدیم . در اثنای راه دریافتم که جوان به ذکر قلبی سرگرم است و با این که مدام با من صحبت می کند ولی قلب او به ذکر خاصّی مترنّم است! و مشاهده این حالت در آن جوان به من فهماند که سر و کارم با آدم راه رفته ای افتاده و حاج مستور بی جهت او را همراه من نفرستاده است!

هنوز چند دقیقه ای از همراهی او با من نمی گذشت ٬ که صدای پیش خوانی اذان صبح را از مناره صحن مطهّر علوی به گوش خود شنیدم! با خود فکر کردم که اشتباه می کنم و از تلقینات نفس است! ولی سخن آن جوان مرا به خود آورد که گفت:

چه لحن دلنشینی دارد! روح انسان را تا ملکوت پرواز می دهد! این طور نیست آقا؟!

و بعد در حالی که خانه ما را نشان می داد٬ گفت:

خدا را شکر که به موقع رسیدیم! قربان مولا علی بروم که دوستان خود را شرمنده نمی کند! التماس دعا دارم! و مرا - که در عالمی از بهت و حیرت فرو رفته بودم - تنها گذاشت و رفت. لذتّی که آن روز من از خواندن نماز صبح در حرم مطهّر علوی بردم ٬ هنوز فراموشم نشده است! نمازی سرشار از روح و ریحان.

بزرگواران همراه حضور در این گونه محافل روحانی که سرشار از "اشارت" و "بشارت " معنوی است برای ارباب معرفت و اهل بصیرت غنیمت است .زبان و لباس و رنگ ٬ ملاک آدمیت انسان نیست و آنچه در پیشگاه ربوبی ارزش و منزلت دارد ٬ تقوا و خدا باوری و خلوص نیت است.وارستگان گمنامی که از آفت شهرت بدورند٬ در ظلمتکده این سرای خاکی ٬ کانون نورند.

التماس دعا

یاعلی

 

مرتضی حیدری | 6:20 - جمعه بیست و پنجم فروردین 1391
+
 
لاهوت 16

راه فقر و فنا ادا و اصول بر نمی دارد!

هنوز یکی دو سال از اقامت حضرت آقای مجتهدی در قم نمی گذشت که اشخاص بسیاری فریفته ی حالات روحانی و شیقته ملکات نفسانی آن بزرگوار شده بودند و هر کدام انتظار داشتند که ایشان برای چند صباحی در منزل آنان سکونت کنند.

یکی از این افراد علاقه مند ،مردی بود که در شهر قم اقامت داشت و از خادمان افتخاری آستان قدس رضوی بود .

حضرت آقای مجتهدی گاهی به منزل او می رفتند و چند ساعتی را در آن جا به سر می بردند تا اوضاع نا به سامان او را سامان دهند ،و رفت آمد ایشان به آن جا سبب شده بود که یکی از فرزندان وی علاقه ی شدید ی به سیر وسلوک پیدا کند و به همین جهت پس از پایان تحصیلات متوسطه ،علی رغم پافشاری های پدر و اصرار بستگان و دوستان از تحصیلات دانشگاهی باز ماند و موجبات رنجش آن مرد خدا را هم فراهم ساخت به طوری که دیگر از رفتن به آن خانه پرهیز می کردند و سعی داشتند او را از تصمیم اشتباهی که گرفته است منصرف سازد ، ولی او با حضور در محافل درویشی و حشر و نشر با مدعیان فقر نشان می داد که نصیحت پذیر نیست و از راهی که در پیش گرفته است باز نخواهد گشت!

او شبی به سراغ من آمد و گفت:

تصمیم گرفته ام کاری کارستان کنم ! و از وضعیت فعلی خود را نجات دهم! ولی هنوز مرددم و تکلیف خود را نمی دانم ! به او گفتم :


ادامه مطلب
مرتضی حیدری | 6:35 - جمعه هجدهم فروردین 1391
+
 
منوی اصلی
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
 
درباره وبلاگ

نام من سربازکوی عترت است
دوره آموزشی در هیئت است
پادگانم چادری شد وصله دار
سردرش عکس علی با ذوالفقار
ارتش حیدر محل خدمتم
بهر جانبازی پی هر فرصتم
نقش سردوشی من یافاطمه است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
اسم رمز حمله ام یاس علی
افسر ما فوقم عباس علی
× × × ×

ازامام صادق (ع‏) روایت است: هرکس چهل صباح دعای عهد بخواند‏‏ از یاوران حضرت مهدی عج باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد و حقتعالی به هرکلمه هزار حسنه او راکرامت فرماید و هزار گناه از او محو نماید. (خاک پای تمام محبین آقاامام زمان‏(عج )دراین تالار‏)‏

 
موضوعات مطالب
نوا و نما
 
برچسب‌ها
توکل
اخلاص
نامه ای به خدا
ضامن آهو
اضطرار
شهادت امام هشتم
مداحی های شهادت امام رضا
تلفن به خدا
 
سایر امکانات

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 قالب مذهبی


 دایرکتوری  یوسف زهرا  = اولین و بزرگترین دایرکتوری ارزشی نویسان

 


تمامی حقوق محفوظ می باشد!

www.ShiaTheme.com